هشدار: انگلیسی جهانی ممکن است به سلامت روانی شما آسیب برساند

Persian version of my recent blog post about the (over-)consumption of English language learning.
Translated by زهره قرایی (Zohreh Gharaei)  

حدود ده سال پیش یک دانشجوی خارجی که از کره ی جنوبی آمده بود و نزدیک بود درسی را که من تدریس می کردم بیفتد، یک نامه ی خود کشی زیر در اتاق کارم گذاشت. او خودش را “بازنده ای” می دانست که – بر خلاف سایر دانشجویان خارجی – آن قدر انگلیسی یاد نگرفته بود که بتواند از عهده ی گذراندن درسش برآید. نوشته بود که چقدر احساس گناه می کند از این که انگلیسی اش بهتر از این نیست؛ نوشته بود که چه طور با انگلیسی ضعیفش به والدین و دیگر افرادی که برایش زحمت کشیده بودند، از جمله خود من به عنوان “یک استاد خوب”، “خیانت” کرده است. با این که به ذهنم هم خطور نکرده بود که به انگلیسی هیچ یک از شاگردانم به دید “خیانت” بنگرم، بسیار شوکه شدم و سعی کردم از هیچ کمکی، اگر میتوانستم، هر چند هم کوچک، مضایقه نکنم. می دانم که او از این دوران افسردگی نجات پیدا کرد، اما از کمی بعد از این حادثه، یعنی زمانی که دانشگاه را ترک کرد و از استرالیا رفت دیگر نمی دانم چه به سرش آمده است. این تجربه برایم دلخراش بود و در این سال ها اغلب به او فکر می کنم. در حقیقت، انگلیسی او در حد استانداردهای لازم برای ورود به دانشگاه بود و بنابراین مشکلش سطح مهارت واقعی انگلیسی نبود، بلکه مشکل از اعتقادش به این که انگلیسی اش آن طور که باید خوب نیست و همچنین از توقعات غیر واقع بینانه و بلند پروازانه ی او از سطح زبان انگلیسی اش ناشی می شد. امیدوارم توانسته باشد خودش را از شر وسواس فکریش خلاص کند و خوشبختی را در کارهای دیگری که ارتباطی به زبان انگلیسی ندارند، بیابد.

وقتی در شماره ی آخر ﮋورنال بین المللی آموزشِ دوزبانه و دوزبانگی  مقاله ای راجع به تحصیل زود هنگام دانش آموزان کره ای در خارج و خانواده های این دانش آموزان خواندم، به یاد این خانم جوان افتادم. جیونگ سونگ، نویسنده ی این مقاله، با در نظر گرفتن این حقیقت که بچه های بیشتر و بیشتری کره ی جنوبی را موقتاً با هدف  chogi yuhak (“تحصیل زود هنگام در خارج”) به مقصد ایالات متحده یا دیگر کشورهای انگلیسی زبان ترک می کنند، در باره ی “هجرت تحصیلی در کره” می نویسد. در سال ٢٠٠٦، تعداد ٢٩٫٥١١ دانش آموز کره ای از مقطع دبستان تا دبیرستان در پی اخذ ویزای تحصیلی بودند، که حدود نیمی از این افراد در سنین دبستان بودند. به علاوه، این آمار و ارقام شامل بچه هایی که والدینشان را همراهی می کنند، یعنی مواردی که دلیل اخذ ویزا کار والدین است، نمی شود. روی هم رفته، ظاهراً بیش از ٤٠٫٠٠٠ کودک کره ای خارج از کشور زندگی می کنند تا آموزش زود هنگام زبان انگلیسی را دنبال کرده و بتوانند “لهجه ی عالی” داشته باشند. از قرار معلوم، روال عادی این است که این بچه ها به همراه مادرانشان باشند، در حالی که پدرانشان همان جا در کشورشان می مانند تا بتوانند از عهده ی تأمین مخارج تحصیلات خارجی فرزندانشان برآیند. این مسئله آن قدر رایج است که اصطلاحی خاص برای اشاره به این خانواده ها وجود دارد: kiregi kajok یا “خانواده ی غازها” – آن ها، مثل غازها، هر از گاهی پرواز می کنند تا یکدیگر را ببینند.

هنگامی که بچه بودم، پدرم که یک کارگر ساختمان بود، اغلب دوره های زمانی طولانی دور از خانواده بود و خوب به یاد دارم که چقدر دلم برایش تنگ می شد. بنابراین، همیشه جدایی زود هنگام بچه ها از والدینشان در نظرم یک جنبه ی بسیار حزن انگیز مهاجرت ِ کاری بوده است. حتی به ذهنم هم خطور نمی کرد که والدینی که از لحاظ اقتصادی تأمین اند، جدایی را انتخاب کنند چون فکر می کنند به نفع بچه هایشان است. آیا این جالب نیست که جاذبه ی انگلیسی آن قدر زیاد است که مردم مایلند پیوند های نزدیک خانوادگیشان را با کسب مهارت بالای انگلیسی معامله کنند؟ در واقع مسئله فقط به پیوند های خانوادگی ختم نمی شود، بلکه در این مقاله از قول یکی از مادرها نقل شده است که این مسئله که بهترین دوستِ دخترِ جوانش در طول یک سالی که در ایالات متحده تحصیل می کرده، یک دختر کره ای بوده و با هم به زبان کره ای صحبت می کرده اند، ناراحتش می کند. این مادر احساس می کرد سرمایه گذاری ای که برای مهارت انگلیسی دخترش کرده بود، به هدر رفته است.

 خوشحالی برای مادرهایی که سونگ با آن ها مصاحبه کرده بود در پیوند با بازده خوب در سرمایه گذاریشان بود، و این بازده با سطح مهارت انگلیسی بچه هایشان، و به خصوص لهجه ی آن ها، سنجیده می شود. یکی از مادر ها می گفت:

 انگلیسی همان چیزی است که می توان در آن رابطه ی مستقیمِ نزدیکی را بین پولی که خرج می کنید و پیشرفت در یادگیری بچه ها ببینید. هر چه بیشتر خرج کنید یادگیری پربازده تر می شود. بله، به خصوص هنگامی که بچه ها کوچک هستند، (نتیجه ی) مقدار پولی که خرج تحصیلات انگلیسی آن ها می کنید قابل مشاهده است، و این من را خوشحال می کند. (ص. ٣٠)

این مسئله به نظر من شبیه یک نوع خاص از اعتیادِ به خرید است – یادگیری انگلیسی به عنوان شکل خاصی از اعتیاد به مصرف! با توجه به این موضوع که طبق گزارش لس آنجلس تایمز در سال ٢٠٠٢، صنعت آموزش زبان انگلیسی در کره ی جنوبی، بدون احتساب chogi yuhak، حدود ٣ میلیارد دلار آمریکا درآمد داشته است و با در نظر گرفتن این نکته که بی شک این رقم از آن موقع تا به حال افزایش یافته است (طبق گفته ی سونگ chogi yuhak بین سال های ٢٠٠٠ تا ٢٠٠٦، هفت برابر افزایش یافته است)، مقایسه ی این صنعت با تجارت مواد مخدر زیاد هم نا به جا به نظر نمی رسد. تب و تاب برای یادگیری زبان انگلیسی به نحوی است که حتی بازار جراحی پلاستیک، فرنکتومی زبان(lingual frenectomy )، هم گرم شده تا به ذم خودشان تلفظ انگلیسی شان بهبود یابد.

 بازار یادگیری زبانی که تقریباً اشباع شده است تنها در صورتی می تواند به رشد خود ادامه دهد که نوعی اعتیاد در سیستم وجود داشته باشد. چه طور به یادگیری زبان معتاد می شوید؟ با جادویی و در عین حال غیر قابل دسترس جلوه دادن این آرمان! این همان جایی است که ایدئولوﮋی زبانی دیگری که سونگ آن را شناسایی کرده است وارد عمل می شود: خود نکوهی زبانی. ظاهراً علیرغم سرمایه گذاری در یادگیری و آموزش زبان انگلیسی، مردمان کره ی جنوبی فکر می کنند که انگلیسی شان وحشتناک و آموزش زبان انگلیسی در کشورشان نا امیدکننده است. یکی از مادرها به خاطر انگلیسی ضعیفش خود را مثل “قورباغه ای در چاه” می دانست؛ یکی دیگر از مادرها می گفت که شوهرش فقط “دو کلمه انگلیسی” می داند – توجه کنید که این مرد که فقط “دو کلمه انگلیسی” می دانست، پژوهشگر یکی از دانشگاه های ایالات متحده بود.

 در بندِ اسارتِ صنعتِ آموزشِ زبان انگلیسی بودن، صنعتی که آن قدر فراگیر است که مردم را وادار می کند برای مهارت انگلیسی بیش از روابط خانوادگی شان ارزش قائل باشند، صنعتی که با القای یک احساس حقارت همیشگی هم خوانی دارد، مطمئناً ابزاری است که از یک طرف منجر به کسب سودهای کلان می شود و از طرف دیگر مخاطرات مهمی را برای سلامت روانی افراد به دنبال دارد. متأسفانه استفاده از این ابزار فقط  به کره ی جنوبی محدود نمی شود، بلکه ظاهراً در مورد نقاط بسیاری از جهان – در هر یک به نحوی – صادق است.

ResearchBlogging.org Song, J. (2010). Language ideology and identity in transnational space: globalization, migration, and bilingualism among Korean families in the USA International Journal of Bilingual Education and Bilingualism, 13 (1), 23-42 DOI: 10.1080/13670050902748778

Author Ingrid Piller

Dr Ingrid Piller is Professor of Applied Linguistics at Macquarie University, Sydney, Australia. Ingrid’s research expertise is in the fields of intercultural communication, bilingual education and the sociolinguistics of language learning and multilingualism in the contexts of migration and globalization.

More posts by Ingrid Piller
  • Thank you, Pouya! Good to know that our blog is so keenly watched – your comment made my day 🙂
    Here at http://www.languageonthemove.org we have been amazed by the number of visits and responses we’ve been getting to our Persian posts. Thank you everyone and we’ll do our best to keep it up!
    However, we are only a small team who run http://www.languageonthemove.org in our spare time – so sometimes things seem a bit slow. Please bear with us! Or, if you want to come on board and help us translate, please contact Vahid.
    In the meantime, instead of having to come back again and again, you could try signing up for our RSS feed or follow us on Facebook or Twitter!